مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
795
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
براساس حالت گذشته عمل مىنمايند ؛ ازاينرو ، در نظر عقلا ملاك ، وثوق و اطمينان است ، نه تعبد عقلايى بر عمل طبق حالت سابق . برخى نيز اعتقاد دارند ملاك حجيت استصحاب اين است كه ثبوت در سابق موجب ظن به بقا در لاحق مىباشد . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 440 - 438 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 14 ، ص ( 178 - 171 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 4 ، ص 200 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 16 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 331 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 311 . ملاك غيريت معيار غيرى بودن احكام شرعى ملاك غيريت ، به معناى معيارى است كه وجود آن ، سبب غيريت احكام شرعى مىگردد . در ملاك غيريت وجوب و ساير احكام ، اختلاف است ؛ برخى معتقدند ملاك غيرى بودن وجوب مثلا اين است كه بعث و تحريك اعتبارى به واجب ، به لحاظ واجب ديگر باشد ؛ يعنى به اين عنوان كه اين شىء مقدمه وجود واجب ديگر است ، به آن وجوب تعلق گرفته است نه به لحاظ خودش . مرحوم « آخوند خراسانى » معتقد است ملاك غيريت اين است كه يا آن شىء ، عنوانى حسن نمىپذيرد يا اگر مىپذيرد ، در تعلق وجوب به آن شىء تأثير ندارد . نيز ر . ك : ملاك نفسيت . بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 181 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 281 . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 5 ، ص 252 . ملاك قاعده استصحاب ر . ك : اركان استصحاب ملاك قاعده يقين ر . ك : اركان قاعده يقين ملاك مقدميت معيار تحقق رابطه مقدّميت بين دو چيز ملاك مقدميت ، به معناى معيارى است كه وجود آن ، سبب تحقق رابطه مقدميت بين دو چيز مىگردد . براى وجود رابطه مقدميت دو امر لازم است : 1 . ميان دو چيز تغاير در وجود باشد ، خواه تغاير حقيقى يا اعتبارى ، مانند : طهارت كه مقدمه نماز است و وجود طهارت و نماز با يكديگر تغاير حقيقى دارند ، و يا مانند : اجزاى ماهيت و خود آن ( كل ) كه داراى دو وجود خارجى مستقل نمىباشد و تغاير آنها اعتبارى ( به شرط شىء و لا به شرط ) است ؛ يعنى اجزا ، نسبت به اجتماع ، لا به شرط ، و كل ، نسبت به اجتماع ، به شرط شىء مىباشد . 2 . وجود يكى بر وجود ديگرى متوقف باشد ؛ يعنى يكى بعد از ديگرى به وجود آيد ، مانند : طهارت كه اگر نباشد ، نماز نيز وجود پيدا نمىكند . در كتاب « نهاية الافكار » آمده است : « ان الملاك فى مقدمية شىء لشيء انما هو كون الشىء مما يتوقف عليه وجود الشىء و فى رتبة سابقة عليه . . . » . « 1 » و همچنين در كتاب « منهاج الاصول » آمده است : « و لازم ذلك ان يكون بينهما تعدد فى الوجود و التوقف بنحو تتخلل الفاء بينهما فيقال وجب فوجد فلا يدخل فى محل النزاع ما كان بينهما تلازم بنحو لا توقف بينهما . . . » . « 2 » عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ص 291 . خمينى ، روح الله ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 392 . خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 206 . ملاك نفسيت معيار نفسى بودن حكم شرعى ملاك نفسيت ، به معناى معيارى است كه وجود آن ؛ سبب نفسيت حكم شرعى مىگردد . درباره ملاك نفسيت وجوب و ساير احكام شرعى اختلاف است ؛ برخى معتقدند ملاك نفسى بودن وجوب مثلا اين است كه بعث و تحريك اعتبارى به واجب ، به لحاظ خودش باشد نه به جهت رسيدن به يك واجب ديگر ( كه آن واجب ديگر ، بدون وجود اين واجب ، نمىتواند تحقق پيدا كند ) . مرحوم « آخوند خراسانى » معتقد است هرچند در آيات و روايات ، براى واجبهاى نفسى آثار و ويژگىهايى شمرده شده است ، مانند : « إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ » يا « الصلاة قربان كل تقى » ، اما ايجاب و الزام اين واجبها براى اين آثار و ويژگىها نيست بلكه براى عنوان حسنى است كه بر آنها منطبق است و اگر اين عنوان حسن به آنها ارائه شود ، آنها حكم مىكنند كه فاعل آن استحقاق مدح و تارك آن استحقاق ذم دارد ؛ بنابراين ، ملاك نفسى بودن نزد عقلا دو چيز است : 1 . داشتن عنوان حسن ؛ 2 . تعلق حكم وجوب بر عنوان حسن . به خلاف واجبهاى غيرى كه در آنها اساسا عنوان حسن وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد ، در تعلق وجوب به موضوع تأثيرى ندارد . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 5 ، ص ( 246 - 243 ) و 252 .
--> ( 1 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 262 . ( 2 ) . عراقى ، ضياء الدين ، منهاج الاصول ، ج 1 ، ص 273 .